![]() |
![]() |
|
| زندگی بهتر |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 11:43 توسط شهرزاد |
|
|
آینه اتاقم را جادو کرده ای
به جای چشمهایم خیال چشمهای تورا تصویر می کند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:58 توسط شهرزاد |
|
|
برای چشمهایم امشب
نماز باران خواهم خواند بغض ابرهای آسمانش نمی شکند |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 16:38 توسط شهرزاد |
|
|
انعکاس سکوت را
درسایه سرد خیال درشبی بی ستاره می شود زیبادید جرعه ای نور اما باید نوشید تا آینه ها تصویری زیبا نقش زنند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 23:26 توسط شهرزاد |
|
|
سکوتم بختک این شبهای سرد تکرار است
بی تب هذیان می گویم در بیداری کابوس می بینم حیران و سرگردان می چرخم و فریاد می زنم تا رازهای نهانم عریان شوند اینها جوانب جنون من است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 22:56 توسط شهرزاد |
|
|
ذهن من میدان نبرد است
واژه ها خسته و زخمی اند زخم ها دارد چرک می کند پس این نیروی امدادی کی می رسد *اینو نوشتم که بگم هنوز زنده ام *فردا تولد یه نفره که خیلی خیلی واسم عزیزه ولی نمی تونم ببینمش هم خوشحالم و هم دلتنگ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 19:48 توسط شهرزاد |
|
|
هوای خانه ام چه دلگیر است
نفس که می کشم آه می شود تمام نمی شود این کسوف طولانی تمام دلخوشیم شب وماه می شود |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1390ساعت 20:35 توسط شهرزاد |
|
|
دیگر آینه ها
مرا به خلوت حضورشان راه نمی دهند دستم را به خطای آینه شکستن آلوده نمی کنم جزخود شکستن چاره نیست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 15:55 توسط شهرزاد |
|
|
روحم را به مرگ فروخته ام
چشمانم را به باران دستانم را به پوچ قلبم اما زندانی ابدی است نه آزاد است و نه قابل فروش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:41 توسط شهرزاد |
|
|
خدایا
آسوده بخواب صدایت نمی کنم که بیدار نشوی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 10:40 توسط شهرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|